تبليغاتX
SAMPAD CLUB

قالب پرشین بلاگ


SAMPAD CLUB
sampad rasht-mirzakoochak highschool
نويسندگان
لینک دوستان


تنها مرگ است که دروغ نمی گوید.صادق هدایت                                                          
 

عشق چیست؟ برای همه رجاله ها یک هرزگی  یک ولنگاری موقتی است . عشق رجاله ها را باید در تصنیفهای هرزه و فحشا و اصطلاحات رکیک که در عالم مستی و هشیاری تکرار میکنند پیدا کرد .صادق هدایت

 

در زندگی زخم هایی هست كه مثل خوره روح آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد. این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند این درددهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمرند  و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرامیز تلقی بکنند .صادق هدایت

 

زنان به سه مرد نیاز دارند:

مردی برای عشق ورزیدن ، مردی برای نیاز جنسی و مردی برای آزردن

اما مردان هنرمند می دانند که با عهده دار شدن هر سه نقش می توان زنان را از دو نفر دیگر بی نیاز کرد. صادق هدایت


فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ، اوست كه مرا وادار به حرف زدن می كند ، فقط او میتواند مرا بشناسد ، او حتماً می فهمد ... می خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم را چكه چكه در گلوی خشك سایه ام چكانیده به او بگویم:

" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! " صادق هدایت

  

مرگ، همه هستی ها را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان میکند نه توانگر می شناسد و نه گدا.صادق هدایت

 

مرگ، مادر مهربانی است که بچه ی خود را پس از یک روز طوفانی در آغوش کشیده، نوازش میکند و می خواباند.صادق هدایت

 

مرگ بهترین پناه دردها و غمها و رنج ها و بیدادگری های زندگانی است. صادق هدایت

 

انسان چهره مرگ را ترسناک کرده و از آن گریزان است. صادق هدایت

 

ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگانی نجات می دهد. صادق هدایت

   

اگر مرگ نبود فریادهای نا امیدی به آسمان بلند می شد، به طبیعت نفرین می فرستاد.صادق هدایت


برچسب‌ها: عمومی
[ 90/10/17 ] [ 11:49 AM ] [ EHSAN ]
شما دخترا که هیچ وقت نتونستین حال ما رو بگیرین من این پستو با فداکاری بسیار میزارم شاید فرجی بشه!

دختر های عزیز اگر دانشجو هستید و تقاضای جزوه از شما زیاد است به پسرها قول بدهید که جزوه را روز قبل امتحان به دست شان میرسانید وحال با خیال راحت میتوانید روز قبل امتحان به دانشگاه نیایید.

2- اگر پسری شماره ازتون خواست با متانت کامل شماره برادر گرامیتان را بدهید و بگویید منتظر تماس هستید.( البته اگه برادرتان از اهالی محترم لات های سر کوچه باشه نتیجه جالب تری عاید پسر خواهد شد)

3- اگر در حال رانندگی هستید و پسری ازتون سبقت گرفت تا بهتون ثابت کنه رالی کار میکنه و بهتون گفت :رانندگی کار ما شیرمرد هاست نه شما ها.

شما میتونین بزنین رو گاز و به ماشین طرف نزدیک بشین و علاوه بر این که دستتون رو روی بوق گذاشتین از انتهای حنجره ی مبارکتان یک جیغی بکشید که تن جد محترم پسره هم در گور بلرزه و بلند بگویید مگه خودت خواهر مادر نداری؟ ای مردم بیاین منو از دست این شیاد نجات بدین.

این موقع هست که پسره کلا واژه ی شیر رو از ذهنش واسه ی همیشه محو میکنه و به دنبال یه سوراخ موش میگرده.

4- اگه یه پسری ازتون خواستگاری کرد دو حالت پیش میاد :

الف-اگه از پسره خوشتون میاد که دیگه خودتون بلدین چیکار کنین (در محدوده ی این بحث نمی گنجه)

ب-اگه از پسره خوشتون نمیاد بهش بگین شماره و ادرستون روبدین تا شوهر سابقم رو واسه تحقیق بفرستم خدمتتون(قیافش اینجا خیلی دیدنیه)

5- سعی کنید در یه رشته مثلا کوهنوردی تبحرلازم رو کسب کنید و با نامزدتان به کوه رفته و بهش بگویید:اگه منو دوست داری باید اول به قله کوه برسی

باور کنید تلاشش واسه بالا رفتن از کوه و جلو زدن از شما خیلی دیدنیه(به خصوص اگه وزنش هم بالا باشه)

6- یه سوال فوق العاده سخت و گیج کننده رو پیدا کنید و به هم کلاسی پسرتان نشان دهید و به او بگویید :از اونجایی که شما از بقیه هوش بالاتری دارین میشه این مساله رو واسم حل کنید(با لحنی معصومانه)

اینجاست که پسره سرخ و سفید میشه و با راه حل های عجیب و غریب والبته اشتباه تن انیشتین و داروین و مندل و ....روتوی قبر میلرزونه ,اخرشم با کمال تاسف اعتراف میکنه که بلد نیست.

[ 90/06/24 ] [ 10:7 PM ] [ EHSAN ]

یک ایرانی وارد بانکی در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت… 


وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ ۵۰۰۰ دلار داره. »»» 


کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره.. و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته.»»» 

کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.»»» 

خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت ۵۰۰۰ دلار + ۱۵٫۸۶دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.»»» 

کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت :” از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم” و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که ۵۰۰۰ دلار از ما وام گرفتید؟»»»
 


ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین ۲۵۰٫۰۰۰ دلاری رو برای ۲ هفته و فقط با ۱۵٫۸۶ دلار با اطمینان خاطر پارک کنم؟!»»»

[ 90/06/16 ] [ 2:24 PM ] [ EHSAN ]

اگه پسرا نبودن کی مامانا رو دق می داد؟


اگه پسرا نبودن کی خونه رو می کرد باغ وحش؟


اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کیو ضایع می کرد؟


اگه پسرا نبودن دخترا به چی می خندیدن؟


اگه پسرا نبودن دخترا کیو سر کار می ذاشتن؟


اگه پسرا نبودن دخترا کیو تیغ می زدن؟


اگه پسرا نبودن کی تو کلاس می رفت گچ می یاورد؟


اگه پسرا نبودن کی اشغالا رو می ذاشت جلوی در؟

[ 90/06/13 ] [ 11:26 AM ] [ sampadi girl ]

 

به عکس نگاه کنید وسعی کنید شخص موجود در عکس را پیدا کنید.

فقط ۱۲۰ ثانیه (۲ دقیقه) بیشتر ادامه ندهید زیرا تیز هوش نیستید.

 

جواب تو ادامه مطلب...


ادامه مطلب
[ 90/06/03 ] [ 7:30 PM ] [ EHSAN ]

قسمت اول....

تا پیش از این و براساس توطئه‌ای که دشمنان طراحی کرده بودند، گمان می‌شد که دانش ربطی به دختر یا پسر بودن دانش‌آموزان ندارد. این در حالی‌ است که وجود تفاوت بسیار زیاد میان دختران و پسران اگر از دید مردم عادی یا فریب‌خوردگان پنهان بماند هیچ‌گاه از دید وزیر آموزش‌و‌پرورش پنهان نخواهند ماند. این هفته حاجی‌بابایی، وزیر آموزش‌و‌پرورش از پیگیری طرح جداسازی کتب درسی دختران و پسران توسط این وزارتخانه خبر داد که بسیار دلگرم‌کننده بود. ما علاوه بر گرم کردن دل، کمک و پیشنهاد هم در این زمینه بلدیم. در زیر چند نمونه از مطالب کتاب‌های جداسازی شده مطابق سیاست‌های وزارت آموزش‌و‌پرورش برای الگوبرداری آورده شده‌اند.
 
ریاضی پسران: 2+2 مساوی است با 4. فوق‌فوقش 5.
ریاضی دختران: 2 تا گل داریم 2 تا گل دیگه هم می‌ذاریم کنارش که به مامانمون هدیه بدیم؛ مجموعا میشه یه دسته گل.
 
جغرافی پسران: اگر دست راست خود را به طرف شرق و دست چپ خود را به طرف غرب بگیریم، شمال در پیش‌رو و جنوب در پشت سرمان خواهد بود

 

قسمت دوم
جغرافی دختران: اگر قادر به تشخیص دست راست و چپ خود باشیم، بهتر است به خانه بخت رفته و دل وزیر آموزش‌و‌پرورش را که بارها اعلام کرده از ازدواج دانش‌آموزان دختر استقبال می‌کند، شاد کنیم.
 
ادبیات پسران: درس «حسنک وزیر» از تاریخ بیهقی...
ادبیات دختران: درس «مرضیه وزیر» از تاریخ ...
 
انگلیسی پسران:
I want to go to the garden with my friends
انگلیسی دختران:
I want to go to the kitchen and cook the dinner for my lord husband
 
تاریخ پسران (پس از حذف پادشاهان و لشکرکشی‌ها که دولت وعده‌اش را داده(: یونانی‌ها به سرکردگی یک یارویی حدود دو هزار سال پیش به ایران حمله کردند و عده‌ای از مردم را کشتند و یک سلسله‌ای را منقرض کردند اما پس از اندکی خودشان هم رفتند وردست بابایشان.
تاریخ دختران (پس از اصلاحات مذکور): یونانی‌ها یک زمانی به ایران آمدند و سعی کردند به‌جای خورشت پلو بادمجون غذای پلاخورشتوس یونانی را که اصلا هم خوشمزه نبود، رواج بدهند اما نتوانستند. طرز تهیه خورشت پلوبادمجون به شرح زیر است

 

قسمت آخر .........

 
فلسفه پسران: سقراط فیلسوفی یونانی بود که پیوسته در طلب حق بود و لقب شهید راه حقیقت گرفت.
فلسفه دختران: زن سقراط پیوسته در تعقیب شهید راه حقیقت بود و دمار از روزگار او درآورد.  

[ 90/05/30 ] [ 10:46 PM ] [ EHSAN ]

 

باحال شد؟

 

 

[ 90/05/30 ] [ 6:55 PM ] [ EHSAN ]
 آهنگ جدید و فوق العاده زیبای مازيار فلاحي با نام پروانگي...

(این آهنگ به سه زبان انگلیسی عربی فارسی اجرا شده است)

 
[ 90/05/18 ] [ 11:53 PM ] [ EHSAN ]

از قدیم گفتن تساوی حقوق زن و مرد

ولی من تو این ۱۶اندی سال این تساوی رو ندیدم در حق ما مردها همیشه اجحاف شده ولی همیشه زنها طلبکار بودن

قضاوت با شما

نمونه هایی در زیر آورده شده است:

در کودکی:

پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به مات..... میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟
Surprised Surprised Surprised Surprised

بقیه در ادامه ی مطلب...!
 


ادامه مطلب
[ 90/05/14 ] [ 2:22 PM ] [ EHSAN ]

با شروع فصل تابستان و تعطیلات تابستانی برای خیلی از هموطنان، سفرهای تابستانی هم در شرف شروع شدن است و لابد شما دوستان عزیزم هم کم و بیش در تدارک برنامه ای برای مسافرتی هر چند کوتاه هستید که امیدوارم تحت هر شرایطی بهتون خوش بگذره و خاطرات بیاد ماندنی و خوبی را برای شما به همراه داشته باشه، اما همونطور که می دونید هر چیزی آدابی داره و راه و روشی خصوصا مسافرت که نمیشه از خیلی ضروریات اون صرف نظر کرد حتی زهر کردن سفر برای دیگران! …


به دل نگیرید چون اگر قصد و نیت شما خوش گذشتن به خودتون و همراهانتون نباشه مسلما راه‌های زهر کردن سفر به دیگران خیلی بیشتر از اینهایی هستند که در زیر خواهید خواند اما به دلیل یکسری محدودیت‌ها تنها برخی از اونها رو حضور شما دوستان گوشزد می کنیم. امید که بدور از هر نوع بدآموزی، طنزآمیز بودن اون رو فراموش نکنید و در سفر سبب ضد حال هیچکس نشوید و هیچ ضد حالی هم سبب ناخوشی شما خوبان نگردد :

 

- پیش از راه افتادن، حواس اعضای دیگر خانواده را پرت کنید تا آنها فراموش کنند فیوز کنتور خانه را قطع کنند و شیرهای اصلی آب و گاز را ببندند یا درهای خانه را قفل کنند تا وسط مسافرت همسایه‌های نگران به شما زنگ بزنند و بگویند خانه‌تان را آب گرفته یا به خاطر نشت گاز یا اتصالی سیم‌های برق آتش گرفته است یا دزدها خانه تان را جارو کرده‌اند.

بقیه در ادامه ی مطلب...!


ادامه مطلب
[ 90/05/14 ] [ 1:57 PM ] [ EHSAN ]

شش سال اوّل زندگی:

• گریه نکن

• شیطونی نکن

• دست تو دماغت نکن

• تو شلوارت پی‌پی نکن

• مامانت رو اذیّت نکن

• روی دیوار نقاشی نکن

• انگشتت رو تو پریز برق نکن

• دمپایی بابا رو پات نکن

• به خورشید نگاه نکن

• شبها تو جات جیش نکن

• تو کمد مامان فضولی نکن

• با اون پسر بی‌تربیته بازی نکن

• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن

• زیر دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن

• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

ادامه ی مطلب رو از دست ندینا!!!!


ادامه مطلب
[ 90/05/02 ] [ 11:5 AM ] [ EHSAN ]

 


 


شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند ، فرشته پری به شاعر داد و شاعـر شعری بـه   


 


فرشته . شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت.


 


و فرشته شعـر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. . .

 


خدا گفت: دیگر تمام شد.دیگرزندگی برای هر دوتان دشـوار می شود. زیرا شاعری که


 


بـوی آسمـان را بشنود ، زمیـن برایش کوچـک اسـت و فـرشته ای کـه مـزه عـشق را


 


بچشد، آسمـان برایش تنـگ .


 


فرشته دست شاعر را گرفـت تا راه های آسمان را نشانش بدهـد و شاعـر بال فرشته


 


را گرفت تـا کوچـه پس کوچـه های زمیـن را به او معرفی کند . شـب کـه هر دو به خانه


 


برگشتند ، روی بال های فرشته قدری خاک بود و روی شانه های شاعر چند تا پر ....


 


فرشته پیش شاعر آمد و گفت : می خواهم عاشق شوم .


 


شاعر گفت : نه . تو فرشته ای و عشق کار تو نیست .


 


فرشته اصرار کرد واصرار کرد .


 


شاعر گفت : اما پیش از عاشقی باید عصیان کرد و اگـر چنین کنی از بهشت اخراجت


 


می کنند . آیا آدم و سرنوشت تلخش را فراموش کرده ای ؟


 


اما فرشته باز هم پافشاری کرد . آن قـدر که شاعر به ناچار نشانی درخـت ممنوعه را


 


به او داد.


 


فرشته رفت و از میوه آن درخت خورد .اما پرهایش ریخت و پشیمان شد. آ ن گاه پیش


 


خدا رفت و گفت: خدایا مرا ببخش . من به خودم ظلم کرده ام . عصیان کردم و عاشق


 


شدم . آ یا حالا مرا از بهشت بیرون می کنی ؟


 


_ پس تو هم این قصـه را وارونه فهمیدی !


 


 پس تو هـم نمی دانی تنها آن که عصیـان


 


می کند و عاشق می شود، می تواند به بهشت وارد شود !


 


و آ ن وقـت خدا نهمین در بهشت را باز کرد . فرشته وارد شد و شاعـر را دیـد که آنجـا


 


نشسته است در سوگ هشت بهشت و رنج هبوط !


 


فرشته حقیقت ماجرا را برایش گفت . اما او باور نکرد.


 


آدم ها هیچ کدام این قصه را باور نمی کنند. تنها آن فرشته است که می داند بهشت


 


واقعی کجاست!

[ 90/04/30 ] [ 12:42 PM ] [ EHSAN ]
When the egg breaks by an external power, a life ends.
 وقتی تخم مرغ بوسیله یک نیرو از خارج می شکند، یک زندگی به پایان میرسد.
When the egg breaks by an internal power, a life begins.
وقتی تخم مرغ بوسیله یک نیروئی از داخل می کشند، یک زندگی آغاز می شود
Great changes always begin with that internal power

[ 90/04/28 ] [ 1:30 PM ] [ sampadi girl ]
روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به عابری تنه زد.
عابر بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد . بعد از مدتی که
خوب تولستوی را فحش داد،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت
خواهی کرد و در پایان گفت : من لئون تولستوی هستم . عابر که بسیار شرمگین
شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟
تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال
این کار را ندادید.
[ 90/04/28 ] [ 1:25 PM ] [ sampadi girl ]
سلام!!!!!

من نویسنده ی جدید این وبم!!!!!

همونطور که شادی جون گفت منم قصد کل کل ندارم!

امیدوارم از مطالبم خوشتون بیاد و نظرای خوب بدین!

[ 90/04/27 ] [ 5:51 PM ] [ none of them ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

*******SAMPAD CLUB*******
برچسب‌ها وب
امکانات وب
Online User
IranSkin go Up

تبادل لینک

خرید بک لینک